X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

روزهایی که می گذرد

دارد که ویران میشود تن 

از سایه های سرد غمبار 

یعنی که می میرد خودش را 

در لحظه های پوچ تکرار 

 

روزی که می آید دوباره 

از پله های پیچ در پیچ  

ازفلسفه با طعم نیچه 

در زنگ های هیچ بر هیچ  

از پنجره تا میز آخر  

می رفت و برمی گشت صد بار  

بی هیچ کشف تازه ای در 

تخته سیاه روی دیوار  

می پوشد اندوه دلش را 

پاییزهای سرد خاموش 

می رقصد از سیگار تا دود/ 

تنهایی اش را درد خاموش  

می بارد از چتر زمستان 

سنگین ترین بغض ترش را 

ارام می کارد غم این زن 

اندوه تلخ باورش را   

دارد که دریا می شود غم  

با تیک تاک ساعت تن 

از قرص تا لیوان بریزد 

دلشوره های اخر زن  

- شاعر: لیلا حسنوند 

 

................................................................................................... 

 

از دوستان عزیزی که مفهوم شعر رو فهمیدن خواهش میکنم جهت شفاف سازی و مفهوم سازی اون رو برای دوست عزیزمون توضیح بدن...باشد که همه با هم رستگاران شوید!!!!

نوشته شده در چهارشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1390ساعت | 12:33 ب.ظ توسط من | نظرات (7)