X
تبلیغات
رایتل

روزهایی که می گذرد

 
 
وقتی از دست دادن عادت می شود 
دیگر به دست آوردن آرزو نمی شود                                          


 

۱. امروز از اون روزا بود که غصه خوردم چرا پسر نشدم!!!!.... احساس می کنم مامان یه مرد کم داره.... از این وضعیت راضی نیستم.... عذابم میده و کاری نمی تونم بکنم.... اینجور وقتاس که باز میزنم به صحرای کربلا....که چرا من پسر نشدم؟.... چرا توی اون تصادف من نبودم؟.... چرا مامان حاضر نشد ازدواج کنه اونم به خاطر وجود من!!!؟؟؟؟....چرا....چرا... چرا....اما تقدیر دست ما نیست.... دیگه اینو خوب میدونم.... اما....مامانم گناه داره.... خیلی مظلومه....خیلیییییی.... 

 

 

۲.امروز از مامان شنیدم که باباییم یه چیزی رو خیلی دوست داشته.... اینکه یه نفر همیشه و توی هر شرایطی حتی سخت لبخند روی لبش باشه....توی همه ی خاطره هایی هم که من ازش دارم خودشم لبخند روی لباشه و این موضوع اینقدر توی ذهن من قوی مونده بود که حتی آخرین تصویری که ازش موقع خاکسپاری هم دارم با لبخنده....من زیاد اینطوری نیستم....شاید بیشتر اخم توی صورتم باشه تا لبخند.....اما.... از اونجایی که دوست دارم اونجوری باشم که بابا میخواست میخوام سعی کنم از این به بعد اینطوری باشم.....حیف....گویا مامان هم در جوونیش اینطوری بوده.... کی میدونه چقدر بهش سخت گذشته از دست دادن مردی که عاشقش بوده؟؟!!!! کی می فهمه این دردو مگه کسی که تجربه اش کرده باشه!!!! 

 

۳.متفاوت بودن خوبه یا بده؟؟؟.... نمیدونم....باید بهش فکر کنم! 

 

۴.مامان بزرگ میگه اگه احساست بهش خوبه اگه میگی مثبته چرا دعوا می کنی؟ آدما خودشون واسه خودشون فرصت می سازن.... نکنه یه روز به خودت بیای و ببینی به دست خودت همه چیزو خراب کردیا..... میخندم میگم:هییییی مامان بززززرگ دلت خوشه ها..... میگه: تو خودتی که داری همه رو پس می زنی.....میگم: من به از دست دادن عادت کردم! 

 

۵. فکر کنم تابلو بود که دلم به شدت برای بابام تنگه.... این روزا هی دارم به روز تولدش نزدیک میشم و دل منم که بهانه گیر..... هر کدومتون که سایه ی محبت پدر هنوز روی سرتونه برید و حسابی از این روزا و لحظه ها لذت ببرید....به خدا هیچی توی دنیا جای این عشقو نمیگیره.... این روزا دلم میخواد بشینم یه گوشه و زل بزنم به پدرایی که دارن با عشق با بچه هاشون حرف می زنن و بازی می کنن.... 

 

۶. خدایا ..... چرا توی دنیاااات مرد کمه؟؟؟؟ چرا همه نامردن؟؟؟؟

نوشته شده در چهارشنبه 23 فروردین‌ماه سال 1391ساعت | 10:42 ب.ظ توسط من | نظرات (7)